دوره 12، شماره 3 - ( بهار 1405 )                   جلد 12 شماره 3 صفحات 44-33 | برگشت به فهرست نسخه ها


XML English Abstract Print


گروه روانشناسی، واحد کرمانشاه، دانشگاه آزاد اسلامی، کرمانشاه، ایران azita.chehri@iau.ac.ir
چکیده:   (641 مشاهده)
مقدمه: مشکلات دوران کودکی مانند تروماهای کودکی و سبک‌های دلبستگی به همراه باورهای دینی نسبت به ازدواج، از جمله عوامل موثر در گرایش زوجین به طلاق می‌باشند. پژوهش حاضر با هدف تعیین الگوی معادلات ساختاری گرایش به طلاق با سبک‌های دلبستگی و ترومای دوران کودکی با میانجی‌گری باورهای دینی انجام شد.
روش کار: این مطالعه از نوع توصیفی- همبستگی و مدل‌سازی‌ معادلات ساختاری بود. از بین زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهرستان کرمانشاه در نیمه اول سال 1403، تعداد 400 نفر به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه‌های سبک دلبستگی کولینز و رید ، گرایش به طلاق قادرزاده و همکاران ، باورهای مذهبی بهرامی و ترومای دوران کودکی برنشتاین و همکاران  بود. تجزیه و تحلیل داده‌ها با روش مدلسازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزارهای 26-SPSS و 3-SMARTPLS انجام شد.
یافته‌ها: بین سبک‌های دلبستگی، ترومای کودکی و باورهای دینی با گرایش به طلاق در زوجین، ارتباط مستقیم و معناداری دیده شد (0/01p). بعلاوه، باورهای دینی نقش میانجی را در میان تروماهای کودکی و سبک‌های دلبستگی با گرایش به طلاق بر عهده داشت (0/01p).
نتیجه‌گیری: می‌توان گفت که سبک‌های دلبستگی ناایمن و تروماهای کودکی موجب تمایل بیشتر به طلاق و باورهای دینی و سبک دلبستگی ایمن موجب کاهش تمایل زوجین به جدایی می شود. از این رو به کلیه متخصصان سلامت‌روان به ویژه زوج ‌درمانگران توصیه می‌شود که با توجه به نقش تروماهای کودکی، سبک‌های دلبستگی ناایمن و باورهای مذهبی، زمینه کاهش طلاق را در جامعه فراهم کنند.

 
متن کامل [PDF 532 kb]   (183 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: روانشناسی در پرستاری توانبخشی
دریافت: 1404/9/28 | پذیرش: 1405/2/2 | انتشار: 1405/3/29

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.